فیلم از دیدگاه منتقدین:
نقد از سیدمحمدجواد طباطبایی فر :

فیلم «غوطهور» از نظر روایت، شروعی حسابشده و درگیرکننده دارد و خیلی زود مخاطب را وارد ماجرای اصلی میکند. کنجکاوی برای اینکه شخصیت اصلی چگونه میخواهد حقیقت را کشف و اثبات کند، بهدرستی شکل میگیرد و فیلم بدون مقدمهچینیهای اضافی وارد خط داستانی اصلی میشود. ریتم مناسب و ضربآهنگ درست، باعث میشود روایت در اغلب دقایق کشش خود را حفظ کند.
یکی از نکات مثبت قابلتوجه فیلم، انتخاب هوشمندانه عنوان آن است. نام «غوطهور» بدون آنکه در دیالوگها بهصورت مستقیم تکرار شود، بهخوبی با مضمون و فضای کلی فیلم ارتباط برقرار میکند. هم از نظر مفهومی، فرو رفتن شخصیتها در بحرانها و فشارهای روانی را تداعی میکند و هم از نظر داستانی، با شیوه قتلها و تلاش قاتل برای غرق کردن مقتولین پیوندی روشن و قابل فهم دارد. مخاطب بهسادگی ارتباط میان نام فیلم و روایت را درک میکند، بیآنکه نیازی به توضیح اضافه باشد.
باورهای شخصیتی پلیس، نه بهشکل شعاری، بلکه از طریق جزئیات بصری و رفتاری منتقل میشود؛ از چیدمان اتاق کار و فضای خانه گرفته تا استفاده از المانهایی مانند قاب عکس حاج قاسم سلیمانی. حتی در برخی سکانسها، آنچه دیده میشود بیشتر بازتاب ذهن و باور شخصیت اصلی است تا صرفاً یک کنش داستانی. این پرداخت باعث میشود شخصیت پلیس طبیعی و باورپذیر جلوه کند.
از نظر بازیگری، اغلب نقشها بهاندازه و کنترلشده اجرا شدهاند. مهران غفوریان در نقش همکار متقابل، عملکرد مناسبی دارد و تعارض میان دو همکار را بدون اغراق و کاملاً ملموس نشان میدهد. نقش اصلی نیز موفق میشود تصویر یک انسان معتقد و مسئولیتپذیر را ارائه دهد؛ شخصیتی که ایمان و باورهایش در رفتار او نمود دارد، نه در دیالوگهای مستقیم.
یکی دیگر از نکات مثبت فیلم، رابطه رفاقتی و دوستانه میان پلیس و دوستش است. این دوستی بر پایه معرفت، احترام متقابل و همراهی شکل گرفته و اغراقآمیز یا شعاری نیست. میزان این رفاقت دقیق و باورپذیر است و حس اعتماد و مردانگی میان آنها بهخوبی منتقل میشود.
پرداخت به انحراف جنسی قاتل نیز هوشمندانه و قابلدفاع است. فیلم بدون بیبندوباری، تصاویر آزاردهنده یا مستهجن، بهصورت تمیز و قابل فهم به این موضوع اشاره میکند و مخاطب بهخوبی متوجه ریشه مشکل شخصیت قاتل میشود.
پایانبندی فیلم نیز از نقاط قوت جدی آن بهشمار میرود. مرگ احتمالی پلیس بدون اغراقهای مرسوم سینمایی به تصویر کشیده میشود و فداکاری او تأثیرگذار اما کنترلشده است. پایان باز فیلم، که مشخص نمیکند شخصیت اصلی زنده میماند یا جان خود را از دست میدهد، دقیقاً در نقطهای به پایان میرسد که بیشترین اثرگذاری را دارد و مخاطب را با فیلم تنها میگذارد.
در کنار نقاط قوت، فیلم ضعفهایی هم دارد. بازی بازیگر نقش قاتل در برخی سکانسها باورپذیر نیست و اجرای او گاهی از فضای جدی فیلم خارج میشود و توی ذوق میزند.
روایت استعفای پلیس نیز تأثیر محسوسی بر روند داستان نمیگذارد. پس از این اتفاق، نه کاهش قدرت شخصیت دیده میشود و نه تغییر معناداری در شیوه اقداماتش رخ میدهد. به همین دلیل، ازخودگذشتگی او و عبور از شغل و موقعیتش آنچنان که باید برای مخاطب ملموس نمیشود.
ارتباط میان مقتولین نیز بهطور کامل روشن نیست. اگرچه بارها تأکید میشود قاتل با اعضای تیم واترپلو مشکل داشته و چند جنازه به تصویر کشیده میشود، اما هویت و ارتباط دقیق سایر مقتولین مشخص نمیشود و معلوم نیست همه آنها واقعاً در یک مسیر مشترک قرار دارند یا نه.
نبود موسیقی متن مؤثر، از دیگر ضعفهای فیلم است. فیلم عملاً از موسیقی برای تقویت حس تعلیق و لحظات احساسی استفاده نمیکند و این موضوع باعث میشود برخی صحنهها آن تأثیر لازم را نداشته باشند.
برخی سکانسها نیز از نظر منطقی زائد به نظر میرسند؛ از جمله حضور ناگهانی پلیس در استخر آب محل کار قاتل بدون سرنخ یا شک مشخص و کشف وسایلی که در ادامه، ارتباط روشنی با پیشبرد داستان پیدا نمیکنند و بیشتر شبیه حاشیه هستند تا جزء ضروری روایت.
اگر رابطه پدر و فرزندِ شخصیت پلیس پرداخت عمیقتری داشت، پایان فیلم و فداکاری او میتوانست بسیار ملموستر و تأثیرگذارتر باشد. این رابطه ظرفیت عاطفی بالایی داشت که بهطور کامل از آن استفاده نشده است.
Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home3/filmrank/public_html/wp-content/themes/cinema/inc/template/single/single-one/single-one-writer.php on line 2
دیدگاهی ثبت نشده!!!